|
تنهاترین پرسپولیسی
|
||
|
موضوع : جملات جالب . درد دل . پرسپولیس و ... |
داستان بعد از تساوي آبي ها !!!
"خدمت"به نقل آرین اسپرت ، از چشمهاي نگران اميرقلعهنويي بهدنبال توپ بود. درست زماني كه ساعت ورزشگاه روي 90 ايستاد ژنرال كه از فرط هيجان كت طوسي رنگش را درآورده بود دو دستش را روي دهانش گذاشت. اين عادت اميرقلعهنويي است كه هر وقت استرس دارد دو دستش را روي دهانش ميگذارد. هواداران اس تق لال جشن گرفته بودند و بالا و پايين ميپريدند. انگار اصلا در اين دنيا نبودند. صدايشان تا فلك ميرفت.
از آن سو هواداران پرسپوليس نگران و نااميد به حملات كوركورانه تيمشان دلبسته بودند. علي عليزاده بازيكن سابق پرسپوليس كه الان ديگر سه سالي ميشود كه در استقلال بازي ميكند تازه به زمين رفته بود.
به قول خود امير، او رفته بود تا سر بزند و در پرتاب اوتها به پرسپوليس فشار بياورد اما روي يك سانتر از جناح راست استقلاليها، همهچيز خراب شد. صحنه را كه ديدهايد يك هند بچهگانه. يك پنالتي كه انگار دو دستي تقديم پرسپوليس شد.
امير اينبار دو دستي زد توي سرش. او دنبال آب معدني ميگشت تا روي تارتان قرمز رنگ آن را به سمتي شوت كند اما اثري از بطريهاي خالي نبود. درست مثل بازي رفت تا دقيقه آخر تاب آورده بود و حالا حتي به طالبلو هم اميدوار نبود. پنالتي را زارع استادانه زد و همانطور كه خيليها پيشبيني كرده بودند بازي يك-يك بهپايان رسيد. گزارشگران فوتبال در دهه 60 اينطور وقتها ميگفتند: «يك-يك به سود دو تيم!»
امير در رختكن
داربي رفت را به ياد داريد؟ همان لحظهاي كه كوشكي از كريمي غافل شد و پرسپوليس به گل تساوي رسيد. ژنرال در آن بازي بيژن كوشكي را در رختكن آنچنان ادب كرد كه پس از آن روز شايد كوشكي يكي از كم اشتباهترين مدافعان ليگ باشد.
قلعهنويي همين كه فهميد مصاحبه مطبوعاتي وينگادا دارد طولاني ميشود سري به رختكن استقلال زد. رختكني كه بيشتر شبيه به ماتمكده بود. همه سرها پايين. عليزاده كه در لحظه سوت پايان در مراسم خداحافظي شركت نكرده بود و حتي اصرار نبي براي متوقف كردن و پشيمان كردن او نزديك بود منجر به سقوط دبير كل فدراسيون شود، مشغول گريه كردن بود. برهاني سعي ميكرد با ژنرال چشم تو چشم نشود و حالا تنها كسي كه مطمئن بود به اين راحتيها اشكش در نميآيد سياوش اكبرپور بود:«آقاي اكبرپور؟ تو خجالت نميكشي؟ دو تا فرصت صددرصد رو از دست دادي؟ ميدوني يعني چي؟»
سياوش واكنش نشان ميدهد
اكبرپور سرش را پايين انداخت. اما اميرخان مثل فلفل قرمز شده بود. آنقدر تند شده بود كه فريادهايش همه بازيكنان داخل رختكن را تكان ميداد:«اين هوادارها بردن پرسپوليس رو بيشتر از قهرماني دوست دارن، يعني شمايي كه اومديد استقلال اينو نميدونيد؟ آره آقاي اكبرپور؟» از اين لحظه به بعد اميرخان اكبرپور را به شيوه علي پروين استيضاح ميكند كه قابل چاپ نخواهد بود. حالا ديگر صداي اكبرپور هم درميآيد: «آقا مگه چي شده؟ شما كه سرمربي كه هستيد بايد تيم را جمع كنيد. من قبل از اينكه شما بياي تو رختكن از همه عذرخواهي كردم.»
امير قلعهنويي دستبردار نيست... حالا كلهاش را ميچرخاند به سمت علي عليزاده. اما اشكهاي عليزاده نميتواند مانع از حمله ژنرال به او شود. صداي امير آنقدر بلند است كه آن طرف زمين هم شنيده ميشود، فريادهاي امير اشك را در چشمان علي عليزاده بيشتر ميكند:«ديگه چي ميخواستي بشه؟ پنج دقيقه رفتي تو زمين يك پنالتي دادي به پرسپوليس؟ آره(...)؟» اشكهاي عليزاده تاثيري روي ميزان عصبيت امير قلعهنويي ندارد.
فريادها بر سر عليزاده ادامه دارد. پيروز قرباني ميآيد تا قلعهنويي را آرام كند:«90 دقيقه زحمت بچهها با اون كار بچهگانه تو هدر رفت، چي داري واسه دفاع از خودت بگي؟ يه چيزي بگو منم قبول كنم...» حالا فرهاد مجيدي هم به پيروز قرباني ميپيوندد تا بلكه ژنرال آرام شود.
سر جباري پايين است. گلش با يك هند ساده پرپر شد. اميرآبادي، حيدري و برهاني قيافههاي جالبي دارند. برهاني خدا خدا ميكند بلكه مورد هجوم قرار نگيرد كه از خوشاقبالياش نميگيرد. هقهق عليزاده قطع نميشود.
|
|